سعید آجورلو، فعال رسانهای نزدیک به تیم مذاکرهکننده در گفتوگویی با انصاف نیوز به آخرین خبرها از جنگ و مذاکره پرداخت. آقای آجورلو در این مصاحبه از دلایل اصرار ایران بر حفظ مدیریت تنگه هرمز گفت.
او با انتقاد از جریانی که تصمیمات شعام را کودتا مینامند این نوع رفتارها را در راستای تضعیف رهبری تحلیل کرد.
این فعال رسانهای اصولگرا با انتقاد از جواد لاریجانی و دیگر کارشناسانی که به طور مستمر در صداوسیما حاضرند تاکید کرد که اظهارات این افراد پاسخ دارد و باید در کنار آنها دیگران هم برای پاسخ به ادعاهایشان امکان حضور در برنامهها را پیدا کنند.
آقای آجورلو در ابتدای گفتوگو در پاسخ به این پرسش که مهمترین سوءتفاهم جامعه ایران و آمریکا درباره تفاهم اخیر چیست؟ گفت: ما نسبت به آمریکا سوءتفاهم نداریم؛ مجموعهای از واقعیتها را داریم که خیلی بیشتر از سوءتفاهم است. سوءتفاهم یعنی یک فهم مشترک وجود دارد اما برداشتها متفاوت است، در حالی که میان ایران و آمریکا دیوار بلند بیاعتمادی و بدعهدی شکل گرفته و مسئول آن طرف مقابل است.
او گفت: از روز اول هم گفتیم این تفاهم قرار نیست همه تخاصم را پایان دهد. مذاکره و کاغذ بهتنهایی پایان جنگ نیست.
ایران در مرحله حل بحران نیست؛ هنوز در جنگ است
این تحلیلگر سیاسی گفت: ما هنوز در جنگ هستیم، حتی اگر شکل آن تغییر کرده باشد. تفاهم، آتشبس و مذاکرات بخشی از مدیریت این وضعیتاند، اما به معنای پایان تهدید نیست.آمریکا تصور میکرد ایران خیلی زود فرو میپاشد، اما ثبات سیاسی، انسجام اجتماعی، کنترل تنگه هرمز و مقاومت ساختارهای حاکمیتی نشان داد آن تحلیلها اشتباه بوده است.
تنگه هرمز از دست نرفت
اجورلو درباره ادعای برخی منتقدان مبنی بر از دست رفتن تنگه هرمز گفت: ما از روز اول گفتیم ترتیبات عبور و مرور در تنگه با ایران است. طرف مقابل مسیر جنوبی را باز کرد و تفاهم را نقض کرد. سؤال این است که آیا باید در برابر نقض سکوت میکردیم؟
او ادامه داد: طبق آمارهای خارجی، ایران دهها میلیون بشکه نفت صادر کرده و همزمان کنترل ترافیک تنگه را حفظ کرده است. بنابراین نه تنگه از دست رفته و نه صادرات نفت متوقف شده است.
آمریکا تفاهم را نقض کرده است
این پژوهشگر سیاسی با اشاره به مفاد تفاهم گفت: ما گفتیم گامبهگام حرکت میکنیم و هر مرحله قابل بازگشت است. وقتی طرف مقابل در موضوع تنگه و تحریمهای جدید زیر تعهدات میزند، طبیعی است که ایران هم واکنش نشان دهد.
او تأکید کرد: اتفاقاً اگر کسی طرفدار تفاهم باشد، باید در برابر نقض آن محکم بایستد؛ چون اگر همینجا کوتاه بیاییم، چگونه میتوان به رفع تحریمها یا مراحل بعدی اعتماد کرد؟
میدان و دیپلماسی مقابل هم نیستند
اجورلو دوگانه میدان یا دیپلماسی را ساختگی دانست و گفت: نیروی سیاسی، دیپلماتیک و میدانی در کنار هم قرار گرفتهاند. آنچه در صحنه میبینیم تقابل این دو نیست، بلکه پشتیبانی متقابل آنهاست. مذاکره از نظر ما بخشی از مبارزه است. کاغذ دستاوردهای میدان را تثبیت میکند و میدان پشتوانه اجرای کاغذ است.
شعام را نمیتوان به دولت تقلیل داد
در بخش دیگری از گفتوگو، اجورلو به انتقادهایی که تصمیم تفاهم را صرفاً به دولت نسبت میدهند پاسخ داد و گفت: شورای عالی امنیت ملی ساختاری فراقوهای است؛ فرماندهان نظامی، رؤسای قوا و بخشهای مختلف حاکمیت در آن حضور دارند. تقلیل آن به تصمیم یک دولت، تحریف واقعیت است. او تأکید کرد: اینکه گفته شود شعام کودتا کرده یا تصمیم را تحمیل کرده، در نهایت به تضعیف رهبری و ساختارهای حاکمیتی منجر میشود.
انتقاد حق همه است، اما برچسبزنی خطرناک است
اجورلو با تأکید بر حق انتقاد گفت: هیچکس حق ندارد بگوید منتقدان ساکت شوند. نگرانی درباره بدعهدی آمریکا واقعی و فراگیر است.
او هشدار داد: وقتی منتقدان به جای نقد، از تعابیری مثل «سازشکار»، «خوارج» یا «کودتاچی» استفاده میکنند، جامعه وارد نزاع فرسایشی میشود و بازگشت به وحدت دشوار خواهد شد.
برخی میخواهند از تفاهم ماهی سیاسی بگیرند
او با انتقاد از گروههایی که تفاهم را به ابزار رقابت داخلی تبدیل کردهاند گفت: یک اقلیت میخواهد از این فضا ماهی سیاست داخلی بگیرد؛ از پلاکارد گرفتن تا متهم کردن بخشهای مختلف حاکمیت. این رویکرد به انسجام ملی آسیب میزند.
به گفته او، پیام اخیر رهبر انقلاب نیز ناظر بر همین موضوع بوده است: انتقاد حق همه است، اما نباید عملکرد مسئولان و وحدت موجود را مخدوش کرد.
چرا قالیباف وارد روند مذاکرات شد؟
اجورلو درباره حضور محمدباقر قالیباف در روند مذاکرات گفت: این تصمیم با تأیید رهبری و در چارچوب ساختار حاکمیتی گرفته شد. اگر کسی فقط به فکر عافیت شخصی باشد، زیر بار چنین مسئولیتی نمیرود، چون میداند با حجم بالایی از حمله و انتقاد مواجه خواهد شد.
او گفت: آقای قالیباف در نقطه تقاطع میدان و دیپلماسی قرار گرفت و تلاش کرد بخشهای مختلف نظامی، امنیتی، حقوقی و سیاسی را در یک چارچوب واحد جمع کند.
آمریکا و اسرائیل اختلاف تاکتیکی نه راهبردی
این تحلیلگر سیاسی درباره نسبت آمریکا و اسرائیل گفت: ممکن است میان آنها اختلاف تاکتیکی وجود داشته باشد، اما از نظر راهبردی امنیت اسرائیل و امنیت آمریکا به هم گره خورده است.
او گفت: نباید اختلافات مقطعی میان افراد یا جناحهای آمریکایی را به شکاف بنیادی تعبیر کرد.
چین و روسیه چه نقشی دارند؟
اجورلو با اشاره به سکوت نسبی چین و روسیه گفت: این سکوت به معنای بیتفاوتی نیست. چین و روسیه امروز بهتر از گذشته فهمیدهاند که جمهوری اسلامی فرو نمیپاشد و ایران همچنان یک بازیگر مؤثر منطقهای است.
او در عین حال هشدار داد: ایران نباید دچار شرقزدگی شود. همانطور که غربزدگی خطاست، وابسته کردن همه راهحلها به چین و روسیه هم خطاست.
اروپا «اسنپبک» را به سود آمریکا فعال کرد
اجورلو رفتار اروپا را نیز مورد انتقاد قرار داد و گفت: اروپاییها در ماجرای اسنپبک عملاً در زمین آمریکا بازی کردند و بعد هم از روند تصمیمگیری کنار گذاشته شدند. این باید برای آنها یک درس راهبردی باشد.
اپوزیسیون و جنگ
او حمایت برخی جریانهای برانداز از حمله به ایران را خیانتی تاریخی توصیف کرد و گفت: بخشی از محاسبات اسرائیل بر این تصور استوار بود که جامعه ایران در برابر حمله فرو میپاشد، اما واکنش مردم نشان داد مسئله فقط دولت یا جناح سیاسی نیست، بلکه مسئله ایران است.
ائتلاف بزرگ وطندوستان شکل گرفته است
اجورلو با اشاره به حضور چهرههای منتقد جمهوری اسلامی در صف دفاع از ایران گفت: ما امروز با یک ائتلاف بزرگ وطندوستان مواجهیم؛ افرادی با سلیقهها و سوابق متفاوت که در برابر تهدید خارجی کنار ایران ایستادهاند. این سرمایه باید به رسمیت شناخته شود.
آینده مذاکرات جنگ یا تفاهم؟
او درباره آینده روند تفاهم گفت: اگر آمریکا به تعهداتش پایبند باشد، مسیر دیپلماسی باز است؛ اما اگر نقض ادامه پیدا کند، ایران باید همزمان هم در میدان آماده باشد و هم در دیپلماسی فعال.هدف نهایی رفع سایه جنگ و حفظ توسعه و امنیت ایران است، نه تسلیم یا جنگ بیپایان.
نگاه رهبر جدید به سیاست خارجی
اجورلو در پایان درباره تفاوتهای احتمالی نگاه رهبر جدید با رهبر شهید گفت: هنوز برای قضاوت نهایی زود است، اما به نظر من ایشان ادامهدهنده گفتار و میراث رهبر شهید در حوزه سیاست خارجی و سایر حوزهها هستند.
او تأکید کرد: جسارت، صراحت و تأکید بر استقلال و انسجام داخلی در همین مدت کوتاه نشان میدهد مسیر کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی در امتداد همان چارچوب پیشین است.